الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
72
تفسير مجمع البيان (فارسى)
نزديك آن رسيدند خداوند عزّ و جل بر او و كسانى كه با او بودند صيحهاى از آسمان فرستاد و تمامى را هلاك نمود و هيچكس از ايشان را باقى نگذارد و به زودى در زمان و عصر تو مردى از مسلمانها كه سرخ روى كوتاه قدّى كه بر ابرويش خالى باشد و بر گردنش نيز خالى براى پيدا كردن شترش در آن صحراها بيرون ميرود داخل آن شهر مىشود ، و آن مرد هم در كنار معاويه نشسته بود ، پس كعب به او متوجّه شده و گفت به خدا سوگند اينست آن مرد . سپس خداوند سبحان فرمود : ( وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ ) يعنى و چه كرد بقوم ثمودى كه صخرهها و كوهها را سوراخ كرده در وادى و بيابانى كه فرود ميآمدند مقصود ( وادى القرى ) است . ابن عبّاس گويد كوهها را سوراخ كرده . چنانچه خداوند تعالى فرمود ، و ميتراشيدند از كوهها منازلى براى سكونت خود . ( وَ فِرْعَوْنَ ) يعنى و چه كرد بفرعون چنان كه موسى را بسوى او ارسال نمود . ( ذِي الْأَوْتادِ ) ابن عبّاس گويد : يعنى صاحب لشكرهايى كه محكم ميكردند كار او را ، و خدا آنها را ( اوتاد ) ناميد زيرا آنها ارتشبدهاى لشكر و ارتش او بودند كه بوسيله ايشان امر او و تسلّط او قائم و پا بر جا بود مجاهد از ابن مسعود نقل كرده كه ميگفت ، فرعون وقتى ميخواست مردى از بنى اسرائيل را شكنجه دهد و عذاب كند او را محكم به چهار